86/12/26
اخرش
میخواهم خودم را تبرعه کنم من طرفدار هیچ حزب یا جناهی نیستم فقط خواهان ابادی شهر و استانم میباشم و امیدوارم که این نمایندگان جدید ذره ای از انسانیت وقتی که به مجلس پا گذاشتند در وجودشان باقی بماند و در اخر این هم سایت وزارت کشورجهت اگاهی از نتایج انتخابات
86/12/26
عبدالهی
اینبار میخواهم در مورد یکی از پیرهای مجلس سخن بگویم کسی که تا زنده است در مجلس باقی خواهد ماند ایشان کسی نیست جز رضا عبدالهی نماینده ای مردم ماهنشان و ایجرود که ۲۰ سال در مجلس حضور دارد و برای ۴ سال دیگر نیز صندلی خویش را تصاحب نمود .
خب شاید دوستان فکر کنند که ایشان حتما ادم پر کاری بوده که توانسته به مدت ۶ دوره متوالی کرسی خویش را نگه دارد اما چنین نیست در زیر دلایل این که ایشان توانسته تا این مدت دوام بیاورد را توضیح میدهم
۱.حوزه انتخابی ایشان همگی از روستاهای عقب مانده تشکیل شده که در هر روستا تعداد افراد بالای دیپلم صفر و تعداد افراد دیپلم از ۵ نفر تجاوز نمیکند
۲. به خاطر این که در حوزه انتخابی وی افراد تحصیل کرده وجود ندارد لذا تا کنون رقیب ان چنانی نداشته
۳. ایشان از سیاست ویژه ای در حوزه اش استفاده میکند که بدین شرح است وی چند ماه قبل از انتخابات افراد سر شناس روستا را جمع کرده و با دادن مبالغ یا هدایای جزیی انها را تطمیع نموده و همین برای روستا کفایت میکند چون روستاییان خود قدرت فکر کردن ندارند و اگر کدخدا حرفی زد همه قبول میکنند.
۴. ایشان چند روز مانده به انتخابات به روستاهای بزرگ رفته و با جو سازی که قبلا برنامه ریزی نموده است طوری وانمود میکند که برای حل مشکلات روستاییان امده و افراد اجیر شده وی از برایش گاو و گوسفند قربانی میکنند.
۵. بسیاری از سیاست های کلی کشور در روستا ها را به نام خود میزند
۶.میتواند دوباره همان وعده های سابق را تکرار کند بدون ان که کسی متوجه شود
در پایان یاد یک قصه ای افتادم که بسیار شبیه به داستان همین اقا میباشد میخواهم با اجازه ان را در همین جا بنویسم.
در یکی از روستا ها شخصی بود به اسم "قره خان"وی روزی هوس میکند که اسمش در قران بیاید لذا به اخوند مکتب این پیشنهاد را میدهد که نام وی را هنگام خواندن قران در بین طلبه ها بیاورد و بابت رشوه به اخوند مقداری" پنیر و شور" میدهد. در روز موعود اخوند شروع به خواندن قران میکند و در بین ایات اسم "قره خان"را میاورد هیچ کدام از طلبه ها متوجه نمیشوند بجز یکی که میخواهد اعتراض کند. اخوند بلافاصله فهمیده و اینچنین ادامه میدهد: فره خانن شورن پنیرن نصفآ نصفا و بدین ترتیب کسی را که فهمیده برای ان که صدایش در نیاید شریک میکند.
حالا برای کسی که نماینده مجلس شده فرق نمیکند که ارای خود را از بین ادمهای فهیم جمع کرده باشد یا بلانسبت یک مشت گوساله شناسنامه دار .
86/12/26
حماسه ای دیگر
باز کارهای گذشته تکرار شد
باز همان بوده و همان خواهد شد
باز رای دادند با چشمان بسته
باز احساسات را بر عقل ترجیح دادند
اینبار شاهد ابادی قیدار به جای زنجان خواهیم بود
نمیدونم خدا کنه من اشتباه کرده باشم اما این نماینده ای که به مجلس فرستادند اهل زنجان نبود مثل همه مسئولین ایشان نیز غریبه ای خواهند بود بر مسند قدرت این شهر.
اگر من اشتباه میکنم دوستان تذکر بدهند تا مطلب را اصلاح نمایم اما من شنیده ام که ایشان اهل خدابنده میباشد و شاید میتوان از انتهای فامیلی ایشان حدس زد (نصیری قیداری)
86/12/26
تعداد نامزدها
این روزها مطالب من همش در حول انتخابات مجلس هشتم میچرخد
راستش قبل از رای گیری مطلبی ننوشتم تا بی تفاوت باشم
در حوزه انتخابیه زنجان و طارم جمعا ۲۹ نامزد حضور داشتند که از این بین فقط دو نفرشان خانوم و بقیه را اقایان تشکیل میدادند
86/12/26
روز رای گیری
رسیدیم به روز رای گیری
من زیاد در مورد نوع رای گیری اطلاع ندارم اما حرفهایی مبنی بر رای گیری اینترنتی به گوش میرسید راستش نمیدانم چه چیزی اینترنتی شده بود؟ اخه همه چیز مثل روال سابق بود شاید در حوزه های رای گیری کامپیوتری گذاشته بودند که مسئولین مربوطه با ان چت میکردند نمیدونم اخه اگه رای گیری اینترنتی بود باید بلافاصله بعد از انتخابات نتایج اعلام میشد اما چنین نبود.
حضور بسیار کم رنگ مردم در انتخابات حاکی از این بود که مردم از وضع بد مملکت بد جوری ناراحت هستند .
من کاری به اخبار و این گزارشها ندارم فقط میتوانم بگویم که در یکی از حوزه ها که توی کوچه ما قرار داشت تعداد افرادی که به این شعبه مراجعه میکردند کمتر از نصف دفعه قبل بود و اکثر افراد از پیر مردها و پیر زنها و کسانی بودند که توسط نامزدها به پای صندوق اورده میشدند.
طبق گفته وزارت کشور درصد مشارکت ۶۰ درصد بوده که اگر این امار صحیح باشد صرفا مشارکت روستاییان باعث بالا رفتن امار گردیده چون در روستا ها مردم نمیدانند .
86/12/26
مجلس هفتم
اینبار میخواهم کمی نظر به مجلس هفتم بندازم
نمایندگان مجلس هفتم خیلی متفاوت بودن با افکار بچه گانه مواردی را تصویب کردند که باعث شد به قول معروف گور خودشون را با دستهای خودشون کندند. خب میدونید چرا؟
برخورد نا خردانه با مسئله هسته ای باعث شد وضع اقتصادی مملکت به هم بریزد و با دروغهایی که احمدی نژاد گفته بود مجلس نیز از وی حمایت کرد سهمیه بندی بنزین یکی از عوامل تورم شدید در کشور بود و نیز نه تنها نتوانستند برای مسکن کاری انجام دهند بلکه وضعیت را وخیم تر نیز نمودند در حالیکه نفت به بشکه ای صد دلار رسید وضعیت اقتصادی مردم روز به روز اسفبار تر گردید در این بین نمایندگان از یک چیز مطمئن بودند و ان هم این که نمیتوانند در مجلس هشتم حضور داشته باشند لذا سعی کردند مدت مجلس هفتم را ۲سال افزایش دهند تا بتوانند چند صباحی بیشتر بر ان صندلیهای راحتی تکیه کنند ان هم به سنگ خورد اما در اخر کارهایی انجام دادن که امیدشان برای حضور دوباره بیشتر شود. ۱. سطح سواد انتخاب شوندگان را به فوق لیسانس ارتقاع دادن با یک تبصره به نفع خودشان
۲. تبلیغات نامزدها را کم رنگ کردند تا خودشان با اسمی که داشتند از این موقیت سود ببرند .
اما عواقب مورد اول باعث ان گردید که تعداد نامزدها کمتر شود و نیز تعداد خانم ها برای نامزدی مجلس بسیار پایین بیاید به طوری که گمان میرود در این دوره حتی ممکن است هیچ زنی در مجلس نباشد
و عواقب مورد دوم نیز ان شد که به یکی از عوامل کاهش تعداد رای دهنده ها افزوده گردد و انتخابات کم رنگتر برگزار شود
با همه این توصیفها باز نمایندگانی از مجلس هفتم در مجلس هشتم حضور خواهند داشت که به نظر این بنده حقیر نمایندگانی خواهند بود که از ده کوره ها و توسط افراد نا اگاه و بیسواد انتخاب خواهند شد
86/12/25
تبلیغات انتخاباتی
امسال تحول جدیدی در تبلیغات نامزدهای انتخاباتی رخ داده بود نمیدانم راستیتش این نظر از کجا نشات گرفته بود این شیوه جدید با این که مزایا و معایبی داشت. چون برای اولین بار چنین شیوه ای (عدم چسباندن عکس بر روی دیوار و...) به کار برده شده بود اکثر نامزدها گیج و گنگ شده بودند . برخی به شیوههای جدید به طور ناقص روی اورده بودند و برخی دیگر هم بدون این که بتوانند کاری انجام دهند در این دور بازی را واگذار کردند . اما اگر قرار باشد دوره های بعد نیز چنین شیوه دنبال گردد مطمعنا افراد شیوه های نوینی را برای تبلیغات کشف خواهند نمود
86/12/25
من رای نمیدهم
من رای نمیدهم شما چطور؟
شاتید خواسته باشید دلیل رای ندادن منو بدونید خب من هم دلایلش را الان برایتان مینویسم شما هم اگر دلیلی برای رای دادن یا ندادن دارید بنویسید خوشحال میشوم نظر شما را هم بدونم .
شاید برای خیلی از دوستان این سوال مطرح شده باشد که چرا این مطالب را الان بعد از انتخابات مینویسم/ خب این به خاطر این بود که این روز ها سرم خیلی شلوغ بود حالا بگذریم
۱. من رای نمیدهم چون تو این مملک قوای سه گانه هیچ کدام چهار چوب مشخصی ندارند
۲. من رای نمیدهم چون نمیدانم اینانی که در مجلس مینشینند از کجا امده اند
۳. من رای نمیدهم چون فقر در کشور بیداد میکند
۴. من رای نمیدهم چون هیچ قانونی به صلاح ملت تصویب نشده
۵. من رای نمیدهم چون هنوز نمیدانم مملکت توسط چه کسی اداره میشود
۶.من رای نمیدهم چون در این مملکت یک گروهبان کار سه قوه را همزمان انجام میدهد
۷. من رای نمیدهم به خاطر هزارو یک دلیل
۸.من رای نمیدهم چون در این صورت احساس میکنم ازاد هستم
۹. من رای نمیدهم چون نمیخواهم حامی ظلم و نا عدالتی باشم
۱۰. من رای نمیدهم چون میفهمم.میبینم. لمس میکنم
86/12/25
رای
تو این چند روزه مطالب زیادی از انتخابات مجلس جمع کردم که سر فرصت یک به یک همگی را در این وبلاگ به حضور دوستان عرض مینمایم
86/12/13
مجرم
دوست خوبم مطلبی را در مورد مجرم بودن از نظر اجتماعی نوشته بود . تو مملکت ما اصولا جوان بودن جرم هستش فرقی نداره دختر باشی یا پسر ؟ دخترها به یه طریقی مورد اتهام هستند و پسرها هم به طریق دیگر . خیلی وقت پیش رفتن به کوه جرم محسوب میشد اما چون دلیلی نداشتند شروع میکردند به جوانب گیر دادن مثلا خود من و دوستانم به خاطر همراه داشتن دوربین و واکمن دادگاهی شدیم. و خیلی موارد دیگه
86/12/13
سر در گم
نمیدونم از شهرم بنویسم یا از مملکتم
بهر حال این مشکله همه هستش واسه همین مینویسم
یادم میاد خیلی وقتها پیش تو کتاب علوم اجتماعی دوران راهنمایی در مورد ساختار حکومت ایران مطالبی نوشته بود من همیشه این درسم خیلی ضعیف بود. فقط یه چیزی یادم مونده (اما کاش یادم نمی موند) خونده بودم تو ایران قانون گذاری وظیفه قوه مقننه هستش و اجرای قانون وظیفه قوه مجریه و قوه قضاییه هم حل و فصل دعاوی را بر عهده دارد.این فقط یک نوشته تو کتابها هست اما اصل ماجرا یه چیزه دیگه میباشد که در ذیل میاورم.
تو مملکت ما قانونگذار و مجری و صادر کننده حکم فقط نیروی انتظامی هست و بس / اصلا کا قوا یه تشریفات ساده میباشد.
یک گروهبان ساده که به خاطر بیکاری و برخی مسایل جذب پلیس شده همه کار مملکت را به تنهایی انجام میدهد/ یک روز قانون را مینویسد یک روز هم اجرا میکند و خودش هم مجازات میکند. شاید زیاد گنگ صحبت کردم اما بذارید با یه مثال ساده موضوع را روشن کنم
یک روز پلیس اینجوری بیانیه صادر میکند : از فردا فلان پوشش یا فلان جنس یا فلان کار ممنوع میباشد. فردای همان روز خود شروع به جمع اوری و جلوگیری میکند و خودش با توجه به جیب مبارک جریمه را مینویسد. به همین سادگی!!!
مثلا تو همین شهر زنجان مگر ماشین چقدر میتواند سرعت بگیرد که بستن کمربند اجباری شده و یک گروهبان با یک دفترچه جریمه که درصدی از ان به خودش میرسد طبق قضاوت شخصی شروع به اجرای حکم مینماید؟
86/12/08
تو مجرمی
سلام. اول از همه خوشحالم که میتونم اینجا بنویسم. بعد هم اینکه بازم طولانی شد ولی حتما بخونید!
امروز باز هم راجع به زنجان یه چیزایی مینویسم البته از دیدگاه یه دختر ایرانی(زنجانی). خواهشا بخونید! لطفا! متاسفانه مجبورم این چیزها رو بگم چون چیزی جز واقعیت نیست.فکر کنید یه دختر مثلا 16-17 ساله هستید. شما بعد ازظهر ساعت 3 کلاس داری. 5/2 از خونه میری بیرون. میری سر کوچه(یا خیابون) تا تاکسی بگیری.فرض میکنیم یه لباس معمولی (که هیچ مشکل اسلامی هم نداره) پوشیدی.همین که وایستادی چند تا ماشین میگذرن.فرقی نمیکنه اشخاص تو اون ماشین ها کین. مرد،زن،دختر،پسر،پیرزن،پیرمرد،بچه،خلاصه هر کی! همه بهت چپ چپ نگا میکنن. چرا؟؟؟ چون تو مجرمی! جرمت اینه که این موقع منتظر تاکسی هستی و یا شاید اینکه اینقدر هوا سرده که فقط چشات دیده میشه. 10 دقیقه دیگه منتظر میمونی. اما از تاکسی خبری نیست. یه موتوری با سرعت از کنارت رد میشه.متلک میندازه و با خنده و مسخره میره! شاید تا به حال یک بار هم فکر نکرده چی کار میکنه! تو به جرم بیرون بودن محکومی! اینم حکم و مجازاتته! بعد یه ماشین( مثلا زانتیا!) وایمیسته و بوق میزنه. شیشه رو میکشه پایین و میگه خانوم بفرمایید برسونم.میری جلو میاد جلو،میری عقب میره عقب!دیگه خسته میشه. فحش میده و میره.این هم قسمتی از حکمته! حالا ادامه داره!...
سوار تاکسی میشی. فرض میکنیم تو این یه مورد تبرئه شدی! تازه نصف مسیررو رفتی. پیاده میشی تا واسه مسیر بعدی یه تاکسی بگیری. دوباره صبر میکنی! یه پسر داهاتی 5 دقیقه بهت زل میزنه! مردم چپ چپ نگا میکنن. چون مجرمی! خلاصه با تاکسی تا مسیر بعد میری و باید یه قسمت از راه رو پیاده بری. دو حالت داره: 1. دیر کردی و عجله داری.2. نه هنوز وقت هست!
1: قدمهات رو تندتر برمیداری. مردم چپ چپ نگا میکنن! آخه مجرمی! پسره میگه بپا نیافتی!
2: آروم و سرسنگین راه میری. مردم چپ چپ نگاه میکنن.آخه مجرمی! بازم پسره میگه بپا نیافتی!
حالا میرسی به مرکز شهر که تو این ساعت زیاد هم خلوت نیست.اما دوستت(دختر!) نیومده. میری یه گوشه وایمستی. مردم چپ چپ نگا میکنن!آخه مجرمی! به ساعت نکن میکنی و به مردم. اما اونا چپ چپ نگا میکنن. چون مجرمی! میبینی نه آقا رسما شما رو به عنوان یه دختر.... شناختن! میگی خدایا چی کار کنم؟؟!!!؟ موبایلتو از کیفت درمیاری. که با دوستت تماس بگیری. مردم چپ چپ نگا میکنن.آخه مجرمی! ایندفعه جرمت اینه که حق نداری از تلفن همراه استفاده کنی و هنوز بچه ای!
دیگه ادامه نمیدم. فرض کنید یه تاکسی میگیرید و بعد از تموم شدن اجرای حکم محکومیت به کلاستون میرسید.اما باید توجه کنید که همیشه محکومیم! به جرمی که هنوز جزئیات(یا بهتره بگم حتی کلیاتش) هم معلوم نیست! تو دادگاهی که قاضی نداره! و هیچ وکیل مدافعی نیست که از حقت دفاع کنه.
این ساده ترین مشکل بود با کمترین احتمالات. اما مردم ما باید ظرز فکرشونو تغییر بدن. دیگه الان اون عصری نیس که دختر زندانی باشه. مردم ما باید فرهنگ داشته باشن و خودشونو جای اونی قرار بدن که بدون قانون و قاضی محاکمش میکنن. من دوست دارم همه چیز رو بگم.همه ی حقایق رو. حالا این روز بود! اگه شب بیرون باشی که واویلاست! بعدا اگه مایل بودید میگم.
86/12/07
عکس
فعلا....
ادامه مطلب
86/12/02
اولین پست من در این وبلاگ...
سلام. من مائده هستم. این اولین پستم تو این وبلاگه. احتمالا باید فهمیده باشید که منم زنجانی هستم. به خاطر مسائل امنیتی (!)زیاد راجع به خودم توضیح نمیدم.
اما شهر ما مشکلات خیلی خیلی خیلی زیادی داره. از آقا رضا خواستم که منم اینجا بنویسم. خودم نویسنده ی وبلاگ بسکتبال و پویا تاجیک هستم. (pt86.blogfa.com)
اما با شرمندگی باید بگم زنجان پنجمین شهر فقیر کشوره. چون اصلا هیچ توجهی به زنجان نمیشه. اینجا فقط یه کارخونه ی سرب و روی هست که ارمغانش به مردم چیزی جز انواع سرطانها نیست! پوست، خون و...
زنجان یکی از مظلوم ترین شهرهاست! مردمش خیلی مظلومن! خیلــــــــــــــــــی! همه فکر میکنن زنجان از داهاتای قزوینه! این انصاف نیس! چون قزوین یه زمانی جز استان زنجان بوده. و البته اونایی هم که میدونن زنجان از قزوین نیس، فکر میکنن مرکز استان ابهره!!!!!
مشکل دیگه ی مردم در مورد زبان و لهجه هستش. تهرانیا و کلا فارسا زنجان رو جز فارسها نمیدونن. از طرفی هم آذربایجانی ها و بقیه ی ترکها، اونارو ترک نمیدونن. این مشکل ساده ای نیست و باعث سردرگمی مردم شده! با اینکه زبان اصلی مردم ما ترکیه، بیشتر مردم به زبان فارسی صحبت میکنن. لهجه ی ترکی زنجانی کاملا با سایر لهجه های ترکی فرق داره. خیلی سلیستر و زیباتر و رساتره. نمیخوام به مردم جایی توهین کنم. اما....
مردم ما خیلی ساده هستن. خیلی خوبه! اما این روزا همه چیز داره عوض میشه! نمیدونم چرا!
وضع اقتصادی مردم اکثرا متوسط رو به پایینه(نه که تو ایران همه عالیه وضع مالیشون!)اصلا امکانات زنجان رو نمیه با جاهای دیگه مقایسه کرد!
اینجا تا چند سال پیش(دوران طفولیت بنده!) اکثر مردم چادری و محجبه بودن. امروزهم نسبت به جاهای دیگه بد نیست. یعنی خوب نسبت به جایی مثله مثلا تهران محشره! به قول دوستم منفی ترین آدم اینجا از بهترین و مثبت ترین آدم خیلی شهرها خیلی خیلی بهتره!
اگه تونستم تو پستهای بعدی راجع به زنجان و موقعیت و آثار باستانی و ....بیشتر مینویسم.( نمیخوام البته زیاد رسمی باشه! ) یه آلبوم عکس هم از مشاهیر زنجان دارم(آلبوم که چه عرض کنم!!!) عکسای باحالی داره! اگه صاحب خونه موافق بود اونارو هم میزنم.
دوستای عزیزم خیلی طولانی شد! شرمندتون! فعلا....
86/12/02
نقد فیلم
از خیلی وقت پیش میخواستم یه نقد کوتاهی در مورد فیلم "بی صدا فریاد کن "ساخته مهدی فخیم زاده بنویسم
این فیلم همچون بسیاری از فیلمهای مهدی فخیم زاده دارای ساختاری غیر متعارف بود در بسیاری از جاهای فیلم ارتباط موضوعی وجود نداشته به همین خاطر سر و ته قضیه را با سلیقه خودش به هم اورده بود اما بحث قضیه اینجا نیست اصل موضوع در قسمت پایانی فیلم نهفته که در زیر به این موضوع پرداخته میشود.
در قسمت پایانی فیلم دختر جمشید به خاطر شوهری که قبلا وی را به شدت کتک زده بود به سوی عمو و پدرش تیر اندازی میکند و فیلم سعی دارد این اقای داماد سر تا پا خلاف کار را ادم خوبی نشان دهد به طوری که بیننده فراموش میکند که او قبلا مدیر لابراتوار جمشید بوده و کلی قضایای دیگر.
اما ایا این درست است که دختری به سوی پدرش هر چند خلاف کار تیراندازی به قصد کشت کند کشت افراد خانواد در هر صورتی زشت و نا پسند است هر چند طرف لجن به تمام معنا باشد/
و این هم نقد یک کار شناس سینما در اینجا کلیک کنید

