تبليغاتX
بیدارش نمایید. زنجان

88/10/07

ابولفضل


ادامه مطلب
نوشته شده توسط فعلا در 23:51 |  لینک ثابت   • 

88/10/07

بمب اتم


ادامه مطلب
نوشته شده توسط فعلا در 17:42 |  لینک ثابت   • 

88/10/02

فیثاغورث


ادامه مطلب
نوشته شده توسط فعلا در 11:34 |  لینک ثابت   • 

88/09/25

یلدا


ادامه مطلب
نوشته شده توسط فعلا در 14:35 |  لینک ثابت   • 

88/09/25

اموزش


ادامه مطلب
نوشته شده توسط فعلا در 12:24 |  لینک ثابت   • 

88/09/25

محمود


ادامه مطلب
نوشته شده توسط فعلا در 1:28 |  لینک ثابت   • 

88/09/25

ورزش3


ادامه مطلب
نوشته شده توسط فعلا در 1:4 |  لینک ثابت   • 

88/09/24

خلیل


ادامه مطلب
نوشته شده توسط فعلا در 18:10 |  لینک ثابت   • 

88/09/24

ورزش 2


ادامه مطلب
نوشته شده توسط فعلا در 17:50 |  لینک ثابت   • 

88/09/24

ورزش1


ادامه مطلب
نوشته شده توسط فعلا در 17:49 |  لینک ثابت   • 

88/09/19

طبیعت

طبیعت
ادامه مطلب
نوشته شده توسط فعلا در 2:39 |  لینک ثابت   • 

88/09/18

رقص2

رقص۲
ادامه مطلب
نوشته شده توسط فعلا در 10:25 |  لینک ثابت   • 

88/09/18

رقص

 رقص
ادامه مطلب
نوشته شده توسط فعلا در 10:11 |  لینک ثابت   • 

88/05/29

هیس

سلام

سلام به کسی که همینجوری اومدی تو وبلاگ و سلام به کسی که آشنایی با هم داریم

این سری اومدم که دیگه نیام

اومدم برای اخرین بار با خودم و با تمام کسایی که میشناسم و نمیشناسم خداحافظی کنم.

روز اولی که این وبلاگ رو ساختم هدفم این بود که با انعکاس مسایل و مشکلات شهرم بتونم یه اگاهی نسبی رو به کسانی که شاید یه روزی سری به وبلاگ زدند بدم . و همون تیتر وبلاگ رو بتونیم با هم اجرا کنیم اما حالا به این نتیجه رسیدم که زنجان شهری نیست که تو خواب باشه تا بیدارش نماییم تازه فهمیدم زنجان یه شهر مرده هستش با مردمان بی تفاوت ، شاید همه ایران اینجوری باشه اما من فقط کارم با زنجان بود .

و حالا با تمام وجود میخوام بگم : آسوده بخواب زنجان ، آسوده بخواب ایران ، که ما ساکتیم و ساکت خواهیم ماند زیرا آنان که فریاد کردند زبانشان از حلقوم بیرون کشیده شد . و ما برای این که میترسیم سکوت می کنیم ، هیس.................... تا قیامت/.

نوشته شده توسط فعلا در 12:25 |  لینک ثابت   • 

88/03/26

چرا؟

یه چرا نوشتم

اما بقیه اش رو نتونستم

حالا بقیه اش اینا بودن

چرا اینترنت به هم ریخته؟ چرا خیلی از سایتها رو بستین؟ چرا نمیشه اس ام اس فرستاد؟

چرا مردمو کتک میزنید؟ چرا مردمو میکشید؟

 

 

نوشته شده توسط فعلا در 18:3 |  لینک ثابت   • 

88/03/26

انتخاب

خیلیها بر این باورند که تو انتخابات تقلب شده

اما من نظرم این نیست

اخه احمدی نژاد حامی محرومان جامعه هستش و توی این 4 سال بد جوری تلاش کرده که حامیانش رو افزایش بده قبل 4 سال فقط 5 میلیون حامی داشت اما حالا 24 میلیون حامی داره ( افزایش محرومان جهت افزایش حامیان) و تا 4 سال دیگه حامیانش به 70 میلیون میرسه ( اگه از گرسنگی نمیرن)

نوشته شده توسط فعلا در 17:58 |  لینک ثابت   • 

88/03/25

چرا؟

نوشته شده توسط فعلا در 12:52 |  لینک ثابت   • 

88/03/25

چرا؟

نوشته شده توسط فعلا در 12:50 |  لینک ثابت   • 

88/03/24

ازادی

آزادی؟
نوشته شده توسط فعلا در 18:18 |  لینک ثابت   • 

88/03/23

جوک بازی

بزرگی میگفت: خیلیها به محمود رای دادن تا ۴ سال دیگه لبهاشون خندان بشه

با تعجب پرسیدم :با گرانی و تورم مگه کسی هم میخنده؟

لبخندی زد و گفت: نه بخاطر گرانیش به خاطر جکهایی که واسش درست میکنن

لبتان همیشه خندان با جکهای تازه

میگن احمدی نژاد در مصاحبه اخرش با محسن داعما تهدید به گفتن ناگفته های جنگ میکرد. که اخرش محسن پرسید: کدوم ناگفته؟ محمود تکه کاغذی را از زیر میز به طرف محسن پرت کرد . و وقتی محسن کاغذ را باز کرد دید بر روی ان نوشته << بگم که حسین فهمیده رو تو هل دادی زیر تانک؟>>

کروبی تهدید کرده بود که اگه عکس زن منو بخوای نشون بدی منم عکس مادرت رو نشون میدم

نوشته شده توسط فعلا در 1:1 |  لینک ثابت   • 

88/03/23

امروز اتفاق جالبی رخداد

همه در این انتخابات حضور داشتند حتی همسر بنده / من هم سعی نکردم مانعش بشم خواستم خودم تنها بمونم با تفکراتی تنها.

اول صبح مردم در جلوی ستادهای انتخاباتی صف کشیده بودند و تقریبا همه جا شلوغ بود( چون خودم جهت اطلاع از وضعیت فکری مردم به خیلی از ستادها سرکشی میکردم ) فکر کردم صبح است و یه عده میخوان رای بدن و سریع برن پیک نیک / اما دیدم دم ظهر هم شلوغه وقتی رکه دیدم تا ساعت 11 که درب خیلی از ستادها رو بسته بودن هنوز داخل ستادها صف بود و از قیافه ادمها هم میشد فهمید که خیلیهاشون به احمدی نژاد رای دادن و با این که هنوز نتیجه اعلام نشده و حتی شمارش شروع نشده دو چیز کاملا مشخص هستش 1. درصد مشارکت بالای 90 بود . 2. احمدی نژاد به احتمال زیاد دور اول برنده بشه.

و در اخر برای خودم متاسفم که در بین چنین مردمی زندگی میکنم. شاید هم من اشتباه میکنم وضع مردم خوب است و همه چیز به راه. اما خیلی دلم میخواد بعد این اگه کسی از وضع مملکت نالید با کشیده بزنم توی دهنش اما حیف که خیلیها ارزش کشیده رو هم ندارند .

وقتی که همسرم رفت رای بده فقط بهش نصیحت کردم مانعش نشدم / اما بعد که رایشو داد بهش گفتم عزیزم دیگه هیچ وقت از من توقع نداشته باش که خونه بخرم نه این که من دلم نخواد اما با این تورمی که در قسمت مسکن طی این چهار سال بیش از صد درصد بوده و افزایش حقوق ما تو این 4 سال فقط 46 درصد بوده نمیشه خونه خرید و باید تا عمر داریم مستاجر بمونیم و به یاری خدا تا چند سال اینده اونقدر کرایه ها بالا میره که مجبور میشیم بساطمون رو وسط خیابون پهن کنیم .

با خودم میگم شاید بهتر باشه دیگه این وبلاگ رو به حال خودش رها کنم .

ول کن بابا امشب دارم هذیان میگم بذار برم بخوابم اخه یه کم هم سر درد دارم تا چند روز اینده با این وضعیت هم کنار میاییم مثل این چهار سال که کنار اومدیم یا مثل 8 سال قبلی بالاخره شاید خدا  خواست و تصورات ما نادرست از اب در اومد و اون وقت مملکت شد گلستان و ما هم احساس شرم کردیم البته خیلی ها اگه جای ما بودند احساس شرم نمیکردن چون صداقت ندارن.

نوشته شده توسط فعلا در 0:34 |  لینک ثابت   • 

88/03/21

شلوغی انتخابات

این روزها زنجان به خاطر تبلیغات انتخاباتی نامزدها بد جوری شلوغ شده و همینطور که همه همشهریان عزیز مشاهده میکنند بیشترین به هم ریختگی و شلوغی توسط اراذل و اوباشی هستش که از روستاهای اطراف با موتور به شهر اومدن و پوسترهای تبلیغاتی رقبا رو پاره میکنن به دختر و زنهای مردم تعدی میکنن و به چاقو کشی و سلب ارامش مردم میکنن این قیافه ها و تیپها رو من خودم به شخصه تو زنجان ندیدم .

هیچ کدوم از اینها اهل زنجان نیستند و همه اینها از اقای ... ( خودتان بهتر میدانید) حمایت میکنند.

فیلمهایی از رفتار ناشایست این افراد توسط دوستان عزیز ضبط شده که در فرصتهای بعدی در این وبلاگ قرار خواهم داد .

اما جالبترین قسمت ماجرا در اینه که نیروی انتظامی با این افراد بر خورد نمیکنه اما د عوض با افرادی که بدونه هیچ گونه جنجال به شادی و پایکوبی میپردازند شدیدترین برخورد هارو میکنه.

تو قانون مملکت ما چاقو کشی جرم نیست اما رقصیدن جرم بزرگیست.

نوشته شده توسط فعلا در 1:19 |  لینک ثابت   • 

88/03/21

نذر

با این که ادم معتقدی هستم اما زیاد به نذر کردن پایبند نیستم و اعتقاد دارم ادم باید خیلی کم نذر کنه تا نذرش قبول بشه و ادای نذرش هم راحت تر باشه مثل همین نذری که من الان کردم :

<< سه تا صلوات نذر کردم اگه احمدی نژاد برنده انتخابات نباشه.>>

نوشته شده توسط فعلا در 1:1 |  لینک ثابت   • 

88/03/21

برنده انتخابات

اقای احمدی نژاد شما باز هم برنده انتخابات خواهید بود اگه شعور مردم پایین باشه/

ایا کسی میتونه پیش بینی کنه که بعد ۴ سال چی میشه؟ شاید زیاد سخت نباشه چون اون موقع دیگه زیاد لزوم نداره واسه مردم نقش بازی کنین اون موقع حقایق اشکار میشه و مثل رئیس جمهور قبلی به جای این که براتون سوتو کف بزنن هوووتون می کنن . و شاید هم تخم مرغی یا لنگه کفشی به طرفتون پرت بشه اما بعید میدونم چون شاید اون موقع حتی براشون لنگه کفش هم نمونده باشه تا پرت کنن.

نوشته شده توسط فعلا در 0:23 |  لینک ثابت   • 

88/03/21

فراموشی

فراموشی خوب چیزیه

خیلیها از همین فراموشی مردم خوب استفاده می کنند.

خیلی از ما ایرانیها فراموش کردیم سه سال پیش بر سرمان چه گذشت.

اصلا دو سال پیش هم یادمان نمی اید.

وشاید هم سال گذشته در ذهنمان نباشد.

فقط یادمان هست که اقای احمدی نژاد به چند نفر سهام عدالت دادن و یادمان هست که حقوق بازنشسته هارو افزایش دادن.

اما من از یه چیز متعجبم چرا وضعیت من با این همه افزایش هر روز بدتر از دیروزه؟

چرا دایی من پارسال یک میلیون تومن پول نزولی قرض گرفته هنوز هم هنوزه داره بهره میده

چرا پسر خاله من با این که قید درس خوندنو زد که بره کار کنه هنوز هم از خاله ام پول تو جیبی میگیره؟

چرا هنوز تو خونه همسایه ما باز هم دعواست

چرا هنوز هم هر چند یک بار یکی از جوانهای روستای ما به علت اعتیاد در سن زیر سی سال میمیره؟

چرا هنوز هم تو شهر ما سر ۲۵ تومن باقی مونده کرایه تاکسی دعواست.

 

 

 

نوشته شده توسط فعلا در 0:13 |  لینک ثابت   • 

88/03/12

عدالت

عدالت اجتماعی

باور نکنید

هر وقت کسی از عدالت حرف میزنه راستیتش من یه کم ته دلم میلرزه میگم نکنه کسی رو دست امام علی (ع) بلند شده اما بعد که عملکردش آشکار میشه اون وقت میفهمم که: نه فقط تو این دنیا تنهایه نفر تونسته عدالت رو اجرا کنه . کسی نه قبل و نه بعد از اون میتونه عدالت رو اجرا کنه. اخه راستیتش خیلی ها تعریف عدالت رو نمیدونن و فقط میخوان اسم عدالت رو خراب کنن.

نوشته شده توسط فعلا در 23:49 |  لینک ثابت   • 

88/01/01

عید نوروز

چه خوبه ادم تو لحظه تحویل سال کنار خونواده اش باشه اما گاهی وقتها پیش میاد که تو یه شهر غریب با ادمهای غریبه باید لحظه تحویل سال نو رو جشن بگیری و اونوقته که اگه دلت نازک باشه حسابی گریه میکنی مثل همون سربازی که امروز پیش من کلی گرفته بود و میدونم کلی هم گریه کرده بود اما من که خودم هم پیش خونواده ام نبودم انگار نه انگار .حتی واسم امکان این وجود داشت که کنار خونواده ام باشم اما نخواستم واسه خاطر این که میخواستم با خودم تنها باشم با خدای خودم و برای همه ادمها دعا کنم براشون ارزوی خوشبختی و سلامت کنم مطمعن باشید واسه شما هم دعا کردم . اما دوست دارم شما هم واسه من دعا کنید واسم دعا کنید که به ارامش قلبی برسم.
نوشته شده توسط فعلا در 0:5 |  لینک ثابت   • 

88/01/01

عید نوروز

با سلام و تبریک سال نو به همه عزیزان و سروران گرامی

امروز زمان تحویل سال ۱۳۸۸ بود بیش از سه سال از راه اندازی وبلاگم میگذره اون اوایل حداقل هفته ای یک با اپش میکردم اما این اواخر کم کم داشت کد ورود به وبلاگم رو به فراموشی میرفت.

 

نوشته شده توسط فعلا در 0:0 |  لینک ثابت   • 

87/12/19

پیام نور

پس از سلام

بالاخره بعد از مدتها وقت کردم یه سری به وبلاگم بزنم

اما این سری میخوام در مورد یکی از عجیبترین دانشگاهها با عجیبترین سیستمها برایتان بنویسم

دانشگاه پیام نور : راستش نمیشه به طور کامل توصیفش کرد فقط اونایی که تو این دانشگاه هستن میدونن چه جوریه اما خب میخوام فقط چند چیز جالب از این دانشگاه بگم.

اول انتخاب واحد: این دانشگاه به صورت کاملا اینترنتی انجام میشه و سرعت جالب این سایت گاها اجازه ورود به مسوولین خود دانشگاه را هم نمیده ، و جالب این که برای هر دانشجو مدت زمانی در حدود ۷۲ ساعت در نظر میگیرند که با توجه به لطف اقایان همیشه ۵ روز هم تمدید میشه (شما براي ثبت نام از تاريخ23/11/1387 ساعت 13:15به مدت 533:20ساعت فرصت داشته ايد) این دقیقا پیامیست که بعد اتمام زمان به شما میده.

دوم حذف و اضافه : زمان حذف و اضافه هم مشابه انتخاب واحد می باشد مثلا همین ترم پیش سیستم لطف بزرگی در حق من کرد دروسی را که میخواستم حذف کنم حذف کرد ، اما دروسی را که میخواستم اضافه کنم اضافه نکرد و من مجبور شدم دست به دامن مسوولین دانشگاه شوم و در اخر نیز نتوانستم یکی از دروس را که به ضرورت نیاز داشتم انتخاب نمایم

سوم امتحانات:جالبترین مرحله دانشگاه همین امتحانات می باشد ، اصلا به خواندن شما بستگی ندارد ،چه بسا برای این جانب پیش امده که درسی را که اصلا نخوانده بودم با نمره بالای ۱۸قبول شدم و درسی را که چندین بار با دقت خوانده بودم نمره ای بی سابقه در حدود ۴ دریافت نمودم ، اخه میدونین چیزی که وادارم کرد این مطالب را بنویسم کلید تست ها بود که واقعا معرکه هستش نمیدونم به خاطر ارفاقه یا از اشتباهه به هر حال در یکی از کلید ها چندین سوال دو تا جواب داشت مثلا شما اگر الف را علامت میزدید یا ج را علامت میزدید و یا هر دو را علامت میزدید جواب شما صحیح بود .

با آرزوی موفقیت برای تمامی عزیزان و خسته نباشید به دانشجویان سر در گم پیام نور ((رسمی و تحت نظر))

نوشته شده توسط فعلا در 1:53 |  لینک ثابت   • 

87/10/27

کار درست

تا حالا شده کاری رو انجام بدین

تا حالا شده کاری که انجام دادین درست انجام نشده باشه ؟ اونوقت وقتی که نتیجه کارتونو میبینید چه حسی بهتون دست میده؟

خب اگه وجدان داشته باشین خوتونو سرزنش میکنین و اگه نداشته باشین؟ خب معلومه اون وقت شما حتما یه کاره هستین منظورم شهردار یا استاندار یا حتی رئیس جمهور، چون فقط در پشت میزهای ریاسته که وجدان کارکرد خودشو از دست میده.

به نظر شما لوله کشی آب شهری چند سال باید دوام داشته باشه؟ هنوز بیش از ده سال از عمر شهرک بهارستان نمیگذره که تقریبا هر ماه بیش از یک بار یکی از لوله های آب رسانیش می ترکه.

نوشته شده توسط فعلا در 23:52 |  لینک ثابت   • 

87/10/27

استقلال

آیا شما واقعا فکر میکنید ما استقلال داریم؟

چرا وقتی که قیمت نفت بالا میره وضع زندگی مردم بدتر میشه؟

چرا ۲۰ روزه اخبار ما شده فقط غزه؟

چرا ۱۰ ساله کارشناسها تشخیص دادن که یارانه ها باید هدفمند بشه اما هنوز هم خبری نیست ؟

چرا و چرا و هزاران چرای دیگه؟

نوشته شده توسط فعلا در 23:42 |  لینک ثابت   • 

87/10/27

دائی جان ناپلون

با سلام

نمیدونم تا حالا اسم این سریال (مربوط به زمان رژیم قبل) را تا به حال شنیدید ؟ یا شاید هم اگه سنتون بالا باشه خودتون این سریال رو دیده باشین.

به هر حال قصدم از مطرح کردن این موضوع بر میگرده به خود این سریال و نگاه منتقدانه فیلم به دیدگاه مردم ایران در مورد استعمار پیر انگلیس و برنامه ای که امروز از تلوزیون بی بی سی بخش فارسی دیدم که خود نویسنده و بازیگر دائی جان ناپلون در برنامه حضور داشت.

راستش فکر کنم بخش فارسی تلویزیون بی بی سی چند روزیه راه افتاده و من امروز بنا به اتفاق تونستم یکی از برنامه هاشو ببینم که توصیفش در بالا گذشت و تو این برنامه چند ساعته انگلستان سعی کرده بود خودشو از اتهاماتی نظیر دست داشتن در انقلاب ایران و خیلی از کارهای دیگه مبرا کنه و  سازندگان این برنامه بر این باور بودند که این نظر که تو خیلی از کارهای سیاسی داخل ایران دست انگلیسی ها هم وجود داره اشتباهه اما خوب! راستی چرا خیلی از ماها فکر میکنیم که حتما تو انقلاب ایران انگلیس نقش داشته؟

راستش به نظر من جواب همین سوال خیلی نباید سخت باشه . اولا اگه شما هم همین فکر رو میکنید (البته من نظر خودمو فعلا نمیگم) زیاد راه به خطا نرفتین، چون وقتی خود بریتانیا در مورد کودتای مصدق و خیلی از جریانات سیاسی ایران قبل از انقلاب ادعا میکنه که دست داشته حالا چه جوری میخواد به مردم بفهمونه که این یکی هم کار خودش نبوده؟

اما نظر دوم: آیا به نظر شما و هر آدم عاقلی این رفتار دولت مردان ما به رفتار دولت مردان مستقل میمونه؟ به نظر من شاید حکومت ما دست نشانده بریتانیا نباشه اما تو این که دست نشانده هست شکی نیست (البته یادم رفته بود به عرض دوستان برسونم که برای من جای تعجبه چرا با این همه خیانتی که دولت انگلیس در حق مملکت ما روا داشته هنوز سفارتش تو ایران برقراره اما تا حالا غیر از مورد کودتای مصدق موردی از دخالت آمریکا در کشورمان مشاهده نشده اما سفارت آمریکا تو همون اوایل بسته شد؟ )

 

نوشته شده توسط فعلا در 23:38 |  لینک ثابت   • 

87/09/10

خسته نباشی

با سلام و خسته نباشیدی دوباره

اصولا وقتی ادم به وبلاگ خودش سر میزنه و میبینه که نه بیننده داره و نه کسی نظری داده راستش دلگرم میشه که دیگه وبلاگشو تعطیل کنه اما من از این جور ادمها نیستم حتی اگه یه نفر هم از وبلاگم بازدید نکنه بازم به نوشتن ادامه میدم چون احساس میکنم این کار منه و نباید کوتاهی کنم و نوشتن برخی از مطالب تو صفحات وبلاگ باعث ارامش نسبی من میشه.

نوشته شده توسط فعلا در 19:28 |  لینک ثابت   • 

87/09/03

جهل مرکب

سلام دوستان

چند وقتیست که آپ نمیکنم راستش زیاد وقت نمیکنم  الان هم که امدم زیاد حوصله ندارم فقط میخواهم مطلب کوچکی را بنویسم

سه روز پیش که قرار بود آقای احمدی نژاد به شهر ما بیاید با خود فکر میکردم که حتما کسی به استقبالش نمیرود اما وقتی که به خاطر کاری از وسط شهر میگذشتم در کمال ناباوری دیدم که مردم گروه گروه به طرف استادیوم در حرکتند باورم نمیشد اما چنین بود ناخود اگاه یاد این بیت شعر افتادم که می گوید: آن کس که نداند و نداند که نداند .................... در جهل مرکب ابد دهر بماند./

نوشته شده توسط فعلا در 0:17 |  لینک ثابت   • 

87/06/29

امار

چندی پیش باز دولت احمدی نژاد با فریبی دیگر مردم را وادار به مراجعه به صفهای طولانی جهت ارایه امار نمود و امروز از این حضور مردم که باز گول این عمروعاص را خورده بودند به عنوان حمایت مردم از دولت خودش تعبیر نمود /

فقط از این امار میخواهم اماری را ارایه نمایم تا بدانید که این بازی دادن مردم چه هزینه هایی را در بر داشته.

حدود ۶۰ ملیون نفر در این امار شرکت نمودند که به مدت بیش از ده روز ادامه داشت هر نفر برای ارایه امار یک روز کاری وقت گذاشت و و چیزی بیش از ۱۵۰ ملیون برگ کپی و کاغذ مصرف گردید و غیر از این مورد بیش از صد هزار نفر که مامور امار گیری بودند به مدت ده روز مشغول کار شدند که اگر دریافتی هر نفر روزانه ۱۵هزار تومان براورد گردد حدود ۱۵ ملیارد تومان هزینه دریافت امار بوده و اگر پول مدارک دریافتی از مردم را نیز حساب نماییم در حدود ۲۰ میلیارد تومان این امار گیری هزینه داشته و با توجه به این که معمولا هزینه های خرج شده در کشور حدود ده برابر هزینه های واقعی میباشد حال رقمی بالغ بر ۲۰۰ میلیارد تومان این امار گیری هزینه داشته اما با این همه باز ۱۸٪ مردم مشارکت ننمودند و این یعنی تمام هزینه ها پر.

مبالغی از این هزینه ها به علت وارداتی بودن کاغذ و دستگاههای کپی و لوازم جانبی به صورت ارز از کشور خارج گردید.

بنا به دستور فرماندهی انتظامی برادران نیروی انتظامی از ارایه امار معاف بودند حالا چرایش بماند/ در یک دولتی که ارگانها خود از دولت تبعیت نمیکنند/

پاورقی: هنوز پولهای سهام عدالت را خرج نکرده ایم که میخواهند پول یارانه ها را نیز پرداخت کنند کی خرج میکنه این همه پولو؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نوشته شده توسط فعلا در 3:46 |  لینک ثابت   • 

87/06/29

باز گشایی مدارس

با سلامی دوباره

با توجه به بازگشایی مدارس و دانشگاهها امروز میخواهم مطلبی را در مورد تهیه لوازم التحریر مدارس به نگارش بیاورم

چند روز پیش نمایشگاهی به مناسبت اغاز مهرماه جهت عرضه لوازم التحریر در مکان دایمی نمایشگاهها(کاسپین) برگزار گردید که در این نمایشگاه که با نام عرضه لوازم التحریر بود بیشتر مواد غذایی عرضه میگردید . فقط چند غرفه اختصاص به لوازم التحریر و وسایل مدرسه اختصاص یافته بود . که در بین این غرفه ها جایگاهی هم برای عرضه دفتر تعاونی وجود داشت حال نکته قابل توجه این است که با توجه به این که نمایشگاه در نقطه ای قرار دارد که دسترسی به ان نیازمند خودرو شخصی بوده و زمان بازدید ان نیز از بعد از ظهر تا نصف شب بود . حال با این توصیف به نظر شما چه قشری از جامعه قادر به بازدید از این نمایشگاه و خرید از ان بودند و ایا دفاتر تعاونی توزیع شده در این نمایشگاه بیشتر به کدام قشر جامعه اختصاص دارد؟

خب جواب خیلی ساده است با توجه به این که نمایشگاه در بالای شهر قرار دارد حدود ۸۰٪ مراجعه کنندگان از طبقه بالا و بقیه از طبقه متوسط جامعه بودند و طبقه پایین جامعه باید برای تهیه همین دفاتر باید مبالغ کلانی را پرداخت کنند هر چند که اصولان این دفاتر باید بین انها توزیع میشد.

نوشته شده توسط فعلا در 3:28 |  لینک ثابت   • 

87/06/22

همه چیز را باید فدا کرد

سلام دوستان عزیز

خیلی وقته حال و حوصله وبلاگ نویسی نداشتم اما حالا بعد مدتها اومدم تا سری به عزیزان بزنم.

همانطور که همه عزیزان میدونید مشکلات کشور و شهر ما هر روز رو به فزونی میگذارد و کاری از دست ما بر نمی اید جز نوشتن.

نمیدونم شاید همه شما سیاست باغبان را خونده باشید بهر حال همین داستانی که قرن ها پیش نوشته شده الان تو مملکت ما داره اجرا میشه و خیلی جالبه که هنوز خیلی از مردم مثل همون اخوند و سید رفتار میکنند.

حالا ببینید سیاست باغبان تو کشور چگونه اجرا میشه تا خودتون قضاوت کنید.

۱. برای اونایی که به خورد و خوراک اهمیت میدن علاوه بر گرانی شدی برخی اقلام غذایی اصلا نایاب شده مثل همین مرغ که ۱۰ روزه تو شهر زنجان به هیچ قیمتی پیدانمیشه و گفته میشه که اصلا کشتار مرغ تعطیل شده البته بنا به گفته بعضی از دوستان و اظهار نظر خود بنده مرغ تولیدی زنجان که بسیار بیشتر از ظرفیت خود شهر است به تهران صدور میشه چون اونجا باید بازار تنظیم بشه بالاخره پایتخته و ادماش میتونن اعتراض کنن.

۲. برای اونایی که به گردش و سفر علاقه دارن / همانطور که مصتحضرید چند وقتیه بنزین سهمیه بندی شده و خیلیها که دلشون رو برای گاز خوش کرده بودند بعلت کمبود جایگاه باید ساعتهای طولانی را برای سوخت گیری ماشین صرف کنن/

حالا موارد دیگه رو اشاره نمیکنم چون دوستان خود بهتر میدونند اما موضوعی که زیاد جلب نظرم کرد این که دیشب بعد افطار بنا بر حسب اتفاق از چهار راه که داشتم عبور میکردم چشمم به گروه زیادی از کماندوها و ماموران راهنمایی و سربازان با ادوات و انواع جنگ افزار ها افتاد اولش فکر کردن حتما اتفاق مهمی افتاده اما بعد که نزدیکتر شدم دیدم این همه لشکر کشی نه برای دستگیری مجرم یا جانی بلکه برای توقیف کردن موتور سواران بدبخت بوده . شاید شما هم حق را به اونا بدین (منظورم نیروی انتظامی) اما باید به عرضتون برسونم که اینان عمرا بتونن موتور سوارهای متخلف را بگیرن چون اونا خیلی حرفه ای تر از این حرفا هستند.

(( مطلبی که یادم رفته بود بنویسم اینه که اخیران شنیدم تو برخی ادارات دولتی دست به تعدیل نیرو زدن و اضافه کار کارمندان را کلا حذف کردند مثل همین اموزش و پرورش)

نوشته شده توسط فعلا در 0:24 |  لینک ثابت   • 

87/04/01

راز

سلام

گاهی وقتها وقتی ادمها به سمتی میرسن یادشون میره خدایی هم هست

گاهی وقتها ادمها اونقدر تو چهار چوب دیوارهای اتاقشون گم میشن که هیچ کسو نمیبینن

گاهی وقتها ادمها کارهایی میکنن که خودشون هم از دیدنش شرمشون میشه

گاهی وقتها ادمها ..............

اما قانون طبیعت یه چیز ثابته

خدا هیچ وقت نمیاد رو زمین بزنه تو سر بنده هاش

خدا اینجوری میزنه

خدا ملاحظه نمیکنه که معاون سیاسی استاندار هستی یا سردار یا معاون فرهنگی دانشگاه باشی یا قاضی دادگاه

و خیلی جالبه " هر که بامش بیش برفش بیشتر" هر کی زیاد جولان بده هر کی دارای مقام بالاتری باشه وقتی که رسوا میشه ابروش بیشتر میره .

خدا هست همون چیزی که خیلیها با عنوان قانون طبیعت میشناسن قانون خداست ثابت و محکم بدون ملاحظه طرف .

نوشته شده توسط فعلا در 21:0 |  لینک ثابت   • 

87/03/27

یک کپی از یک خبر

خبرنامه امیرکبیر: دانشجویان دانشگاه زنجان نقشه معاونت دانشجویی این دانشگاه برای تجاوز به یکی از دختران دانشجو را فاش ساختند. دکتر حسن مددی که از اساتید گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه زنجان و معاون دانشجویی دانشگاه زنجان می باشد قصد داشت با تهدید یکی از دانشجویان دختر وی را مجبور به ارتباط جنسی نماید.پس از آنکه یکی از دانشجویان دختر دانشگاه زنجان به کمیته انضباطی احضار شده بود، دکتر مددی این دختر دانشجو را تحت فشار قرار داده بود تا به خواسته های بی شرمانه وی تن دهد. مددی تنها راه این دختر دانشجو برای جلوگیری از اخراج شدن از دانشگاه را پذیرش خواسته های شوم وی دانسته بود. پس از ادامه تهدیدهای معاونت دانشجویی، دانشجویان دانشگاه تصمیم گرفتند نقشه شوم دکتر مددی را فاش سازند.ساعت هفت بعد از ظهر روز گذشته این دانشجوی دختر در حالیکه یک ضبط صوت نیز با خود به همراه داشت، با معاون دانشجویی در دفتر وی قرار گذاشت و هنگامیکه معاون دانشگاه برای انجام این عمل ننگ آور در حال درآوردن پیراهنش بود دانشجویان به دفتر وی یورش برده و ضمن جلوگیری از این عمل شرم آور از این اقدام فیلمبردای نمودند و پس از آن اقدام به برگزاری تجمع اعتراضی نمودند.به دنبال افشای این مساله و تهدیدات معاون دانشجویی دانشگاه زنجان، بیش از ۳۰۰۰ نفر از دانشجویان شب گذشته تجمع کرده و خواستار استعفای دکتر مددی معاونت دانشجویی، و دکتر نداف، رئیس دانشگاه زنجان شدند. در این تجمع که تا پاسی از شب نیز ادادمه داشت دانشجویان دختر و پسر دانشگاه زنجان به محض حاضر شدن ریاست دانشگاه در جمع دانشجویان یکصدا استعفای کادر ریاست دانشگاه را خواستار شدند. عده ای زیادی از دانشجویان دانشگاه زنجان شب را در سالن ورزش دانشگاه سپری کردند تا صبح با اضافه شدن باقی دانشجویان به جمع متحصنین، تحصن تا رسیدن به خواسته های دانشجویان که توسط شورای متحصنین اعلام خواهد شد ادامه پیدا کند. ضمناً امتحانات یکشنبه و دوشنبه دانشگاه زنجان لغو شد.نکته قابل توجه این است که دکتر مددی کسی است که چند روز پیش به عنوان دبیر هیات نظارت دانشگاه، حکم انحلال انجمن اسلامی دانشگاه زنجان را امضا کرد. یکی از دانشجویان زنجان در همین زمینه به خبرنامه امیرکبیر گفت: “مددی در حالی که هنوز جوهر امضا حکم انحلال انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان خشک نشده به خیال این که در دانشگاه هیچ صدای معترض و مخالفی باقی نمانده، قصد داشت یک دختر بی پناه را مورد اذیت و آزار قرار دهد.” مددی پیش از این نیز از سال ۱۳۷۴ تا ۱۳۷۶ ریاست دانشکده ادبیات دانشگاه زنجان را بر عهده داشته است.لازم به ذکر است این هتک حرمت در دانشگاه زنجان در حالی اتفاق می افتد که مشابه همین اتفاق در اردیبهشت ماه در دانشگاه سهند اتفاق افتاد و نسبت به دانشجویان دختر دانشگاه سهند، توسط مسئولین حراست هتک حرمت هایی انجام گرفت. سال گذشته نیز تجاوز مسئول حراست دانشگاه کرمانشاه نسبت به یک دختر دانشجو اعتراضات دانشجویان این دانشگاه و تشکل های دانشجویی را در پی داشت.منبع:http://www.autnews.eu/archives/1387,03,0009916لینک دانلود کلیپ:RapidShare: Easy Filehosting
نوشته شده توسط فعلا در 1:19 |  لینک ثابت   • 

87/03/18

روزهای تعطیل

سلام دوستان

روز دوشنبه ۱۳ خرداد اخرهای وقت اداری به خاطر این که خیال خودم را از بانک رفتن راحت کنم مبلغی پول را از حساب جاری ام توسط اینترنت به حساب عابر بانک واریز نمودم تا این چند روزه بی پول نمانم.

یک ساعت بعد وقتی به عابر بانک مراجعه کردم پولی در حسابم نبود با خودم گفتم حتما شب میخواد واریز بشه اما خبری نبود تا اینکه پنج شنبه دیدم بانکها تعطیل نیستن واسه همین به بانک مراجعه کردم که بهم اطلاع دادن به خاطر یه سری مشکلات امشب حتما مبلغ مورد نظر به حسابم واریز خواهد شد. اما باز خبری نشد . بی پولی بد جوری اذیتم میکرد مخصوصا این که مهمون داشتیم و باید خرید هم میکردم واسه خاطر همین دست به دامن کارت خرید پارسیان شدم بعد از کلی سفارش جنس وقتی که کارت خرید را در دستگاه وارد کردم دیدم سیستم کار نمیکنه فروشنده گفت: اکثرا روزهای تعطیل سیستم از کار میافته . بالاخره با کلی شرمندگی ته مونده های جیبم رو خالی کردم و من موندم با جیب خالی و کلی جنس که باید میخریدم خلاصه این چند روزه کلی از مهمانها شرمندگی کشیدم . راستش من از اول هم به این سیستمهای جدید زیاد اعتماد نمیکردم اما حالا دیگه وضع فرق کرد دیگه پشت دستمو داغ کردم که هیچ وقت تو ایران به روز نباشم اخه هیچی معلوم نیست.

نوشته شده توسط فعلا در 11:4 |  لینک ثابت   • 

87/02/07

شناخت

سلام

تا حال با خودت فکر کردی که کی هستی و چی میخوای؟

تا حالا با خودت فکر کردی که قراره چکار کنی / کجا ایستادی؟

نوشته شده توسط فعلا در 16:3 |  لینک ثابت   • 

87/01/27

خدا را یاد کنیم

پس از یاد خدا و درود !

همانا ملت های پیش از شما به هلاکت رسیدند ، بدان جهت که حق مردم را نپرداختند، پس دنیا را با رشوه دادن به دست اوردند ، و مردم را به راه باطل بردند و انان اطاعت کردند

نوشته شده توسط فعلا در 11:27 |  لینک ثابت   • 

87/01/22

اجتماعی

خب سلامی دوباره میخوام امروز یه داستان بنویسم قضاوتش با شما

نازل پمپ بنزین دستشه و با چشماش داره شماره اندازه نگاه میکنه شماره ها رسیده به نزدیکی مقدار بنزینی که میخواست بزنه اما هنوز عدد رند نشده با تیک تیک زدن دستی سعی میکنه عدد رو کامل کنه تا مبادا ۵۰ تومن پول اضافی پرداخت کنه تا حالا هیچ وقت حساب نکرده که اگه هفته ای یه بار بنزین میزنه ۵۰ تومن پول اضافی پرداخت کنه سالانه چقدر اضافه داده (۲۵۰۰تومان حداکثر) بالاخره کارش با دو سه دقیقه وقت اضافی تلف کردن تموم میشه در باک را به ارامی میبنده و پول بنزین رو پرداخت میکنه.

بالاخره با ارامی استارت میزنه انگار نه انگار، پمپ بنزین رو ترک میکنه از دور چراغ راهنمایی پیداست ثانیه های اخره نباید پشت چراغ بمونه تازه یادش میافته که عجله داره / خیابان خلوته پاش رو میذاره رو گاز چراغ زرد میشه اما توجه نداره همین که میرسه چهار راه چراغ قرمز شده بی حواس از چهار راه رد میشه که ناگهان افسر پلیس جولوشو میگیره از ماشین پیاده میشه/ التماس فایده نداره بعد کلی چونه زدن یه برگ جریمه ۲۰هزار تومنی دستشه زیر لب غرلند کنان سوار ماشینش میشه و ارام راه میافته.

خب دوستان از این اتفاقها چندین بار همه ما تجربه کرده ایم همیشه برای این که حداکثر ۵۰ تومن اضافی نپردازیم زمان را از یاد میبریم و وقتی زرد شدن چراغ را میبینیم تازه یادمان میافتد که عجله داریم و اون وقت یا تصادف میکنیم یا جریمه میشیم و معمولا به بد شانسی خودمون لعنت میفرستیم/

نوشته شده توسط فعلا در 16:27 |  لینک ثابت   • 

87/01/22

مجازی

سلام دوستان

وقتی که ادم سر حاله تو دنیای واقعی واسه خودش میچرخه حال میکنه اما وقتی که حوصله اش سر میره میاد تو دنیای مجازی(غار تنهایی) خب ادم که بی حوصله باشه نمیتونه چیزی بنویسه س نتیجه میگیریم که .... من چه بدونم فقط میتونم بگم که هر کی وبلاگشو بیشتر ا میکنه مشخصه تو دنیای واقعی زیاد نیستش

نوشته شده توسط فعلا در 16:13 |  لینک ثابت   • 

87/01/01

خدا بزرگ است

سلام

سال نو بر همه دوستان مبارک

برخی از اخبار به علت محافظه کاری شدید و سایر تدابیر شاید هیچ گاه فاش نشود و یا انکه خیلی دیر بدست مردم برسد و ان هنگامی است که مردم شخصیت شخص مربوطه را از یاد برده اند.

یکی از همین موارد دستگیری سردار زارعی ریس پلیس تهران همان شخصی که سال قبل طرح امنیت اجتماعی را ارایه نمود. بنا بر گزارشها وی به همراه شش زن با وضع بسیار نامناسب در یک خانه دستگیر گردیده است بر مبنای تحقیقات اولیه مردم محلی که خانه فساد در آن بر پا بوده با گزارش این مسئله به مقامات مسئول، این خانه را به عنوان مورد مشکوک معرفی می کنند و روز حمله به این خانه، سردار زارعی در کنار شش زن و دختر و در شرایطی زننده بازداشت می شود. زنانی که به همراه سردار زارعی بازداشت شده اند و در جریان بازجوئی و تحقیقات گفته اند وی از آن ها خواسته به صورت دسته جمعی به صف شده و در حالت عریان نماز جماعت بخوانند. جالب آن که سردار زارعی مسئول مستقیم اجرای طرح مقابله با اراذل و اوباش در تهران بود که نیروی انتظامی با برخوردهای خشن و زننده، افراد را بازداشت می کرد.

گاهی وقتها خیلی از ادمهایی که به پستهای بالایی رسیده اند نه تنها خدا را فراموش میکنند بلکه دستورات خدا را هم به تمسخر میگیرند و ان هنگام خداوند که ناظر همه چیز بوده جوری طرف را رسوا میکند که دیگر هیچ پست و مقامی نمیتواند بر روی این رسوایی سر پوش بگذارند.برای اطلاع بیشتر از جزعیات ماجرااینجا کلیک کنید

نوشته شده توسط فعلا در 21:32 |  لینک ثابت   • 

86/12/26

اخرش

این همه گفتیمو نوشتیم اخرش به چیزی نرسیدیم

میخواهم خودم را تبرعه کنم من طرفدار هیچ حزب یا جناهی نیستم فقط خواهان ابادی شهر و استانم میباشم و امیدوارم که این نمایندگان جدید ذره ای از انسانیت وقتی که به مجلس پا گذاشتند در وجودشان باقی بماند و در اخر این هم سایت وزارت کشورجهت اگاهی از نتایج انتخابات

نوشته شده توسط فعلا در 3:25 |  لینک ثابت   • 

86/12/26

عبدالهی

سلام

اینبار میخواهم در مورد یکی از پیرهای مجلس سخن بگویم کسی که تا زنده است در مجلس باقی خواهد ماند ایشان کسی نیست جز رضا عبدالهی نماینده ای مردم ماهنشان و ایجرود که ۲۰ سال در مجلس حضور دارد و برای ۴ سال دیگر نیز صندلی خویش را تصاحب نمود .

خب شاید دوستان فکر کنند که ایشان حتما ادم پر کاری بوده که توانسته به مدت ۶ دوره متوالی کرسی خویش را نگه دارد اما چنین نیست در زیر دلایل این که ایشان توانسته تا این مدت دوام بیاورد را توضیح میدهم

۱.حوزه انتخابی ایشان همگی از روستاهای عقب مانده تشکیل شده که در هر روستا تعداد افراد بالای دیپلم صفر و تعداد افراد دیپلم از ۵ نفر تجاوز نمیکند

۲. به خاطر این که در حوزه انتخابی وی افراد تحصیل کرده وجود ندارد لذا تا کنون رقیب ان چنانی نداشته

۳. ایشان از سیاست ویژه ای در حوزه اش استفاده میکند که بدین شرح است وی چند ماه قبل از انتخابات افراد سر شناس روستا را جمع کرده و با دادن مبالغ یا هدایای جزیی انها را تطمیع نموده و همین برای روستا کفایت میکند چون روستاییان خود قدرت فکر کردن ندارند و اگر کدخدا حرفی زد همه قبول میکنند.

۴. ایشان چند روز مانده به انتخابات به روستاهای بزرگ رفته و با جو سازی که قبلا برنامه ریزی نموده است طوری وانمود میکند که برای حل مشکلات روستاییان امده و افراد اجیر شده وی از برایش گاو و گوسفند قربانی میکنند.

۵. بسیاری از سیاست های کلی کشور در روستا ها را به نام خود میزند

۶.میتواند دوباره همان وعده های سابق را تکرار کند بدون ان که کسی متوجه شود

در پایان یاد یک قصه ای افتادم که بسیار شبیه به داستان همین اقا میباشد میخواهم با اجازه ان را در همین جا بنویسم.

در یکی از روستا ها شخصی بود به اسم "قره خان"وی روزی هوس میکند که اسمش در قران بیاید لذا به اخوند مکتب این پیشنهاد را میدهد که نام وی را هنگام خواندن قران در بین طلبه ها بیاورد و بابت رشوه به اخوند مقداری" پنیر و شور" میدهد. در روز موعود اخوند شروع به خواندن قران میکند و در بین ایات اسم "قره خان"را میاورد هیچ کدام از طلبه ها متوجه نمیشوند بجز یکی که میخواهد اعتراض کند. اخوند بلافاصله فهمیده و اینچنین ادامه میدهد: فره خانن شورن پنیرن نصفآ نصفا و بدین ترتیب کسی را که فهمیده برای ان که صدایش در نیاید شریک میکند.

حالا برای کسی که نماینده مجلس شده فرق نمیکند که ارای خود را از بین ادمهای فهیم جمع کرده باشد یا بلانسبت یک مشت گوساله شناسنامه دار .

نوشته شده توسط فعلا در 3:18 |  لینک ثابت   • 

86/12/26

حماسه ای دیگر

باز مردم زنجان حماسه ای دیگر افریدند

باز کارهای گذشته تکرار شد

باز همان بوده و همان خواهد شد

باز رای دادند با چشمان بسته

باز احساسات را بر عقل ترجیح دادند

اینبار شاهد ابادی قیدار به جای زنجان خواهیم بود

نمیدونم خدا کنه من اشتباه کرده باشم اما این نماینده ای که به مجلس فرستادند اهل زنجان نبود مثل همه مسئولین ایشان نیز غریبه ای خواهند بود بر مسند قدرت این شهر.

اگر من اشتباه میکنم دوستان تذکر بدهند تا مطلب را اصلاح نمایم اما من شنیده ام که ایشان اهل خدابنده میباشد و شاید میتوان از انتهای فامیلی ایشان حدس زد (نصیری قیداری)

 

نوشته شده توسط فعلا در 2:49 |  لینک ثابت   • 

86/12/26

تعداد نامزدها

سلام

این روزها مطالب من همش در حول انتخابات مجلس هشتم میچرخد

راستش قبل از رای گیری مطلبی ننوشتم تا بی تفاوت باشم

در حوزه انتخابیه زنجان و طارم جمعا ۲۹ نامزد حضور داشتند که از این بین فقط دو نفرشان خانوم  و بقیه را اقایان تشکیل میدادند

نوشته شده توسط فعلا در 2:43 |  لینک ثابت   • 

86/12/26

روز رای گیری

سلامی دوباره

رسیدیم به روز رای گیری

من زیاد در مورد نوع رای گیری اطلاع ندارم اما حرفهایی مبنی بر رای گیری اینترنتی به گوش میرسید راستش نمیدانم چه چیزی اینترنتی شده بود؟ اخه همه چیز مثل روال سابق بود شاید در حوزه های رای گیری کامپیوتری گذاشته بودند که مسئولین مربوطه با ان چت میکردند نمیدونم اخه اگه رای گیری اینترنتی بود باید بلافاصله بعد از انتخابات نتایج اعلام میشد اما چنین نبود.

حضور بسیار کم رنگ مردم در انتخابات حاکی از این بود که مردم از وضع بد مملکت بد جوری ناراحت هستند .

من کاری به اخبار و این گزارشها ندارم فقط میتوانم بگویم که در یکی از حوزه ها که توی کوچه ما قرار داشت تعداد افرادی که به این شعبه مراجعه میکردند کمتر از نصف دفعه قبل بود و اکثر افراد از پیر مردها و پیر زنها و کسانی بودند که توسط نامزدها به پای صندوق اورده میشدند.

طبق گفته وزارت کشور درصد مشارکت ۶۰ درصد بوده که اگر این امار صحیح باشد صرفا مشارکت روستاییان باعث بالا رفتن امار گردیده چون در روستا ها مردم نمیدانند .

نوشته شده توسط فعلا در 2:34 |  لینک ثابت   •