<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>بیدارش نمایید. زنجان</title>
<link>http://todani.blogfa.com/</link>
<description>هر چه می خواهد دل تنگت بگو؟</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 21 Jun 2008 17:29:53 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>راز</title>
<link>http://todani.blogfa.com/post-102.aspx</link>
<description>سلام&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گاهی وقتها وقتی ادمها به سمتی میرسن یادشون میره خدایی هم هست &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گاهی وقتها ادمها اونقدر تو چهار چوب دیوارهای اتاقشون گم میشن که هیچ کسو نمیبینن&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گاهی وقتها ادمها کارهایی میکنن که خودشون هم از دیدنش شرمشون میشه&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گاهی وقتها ادمها ..............&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما قانون طبیعت یه چیز ثابته &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خدا هیچ وقت نمیاد رو زمین بزنه تو سر بنده هاش&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خدا اینجوری میزنه &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خدا ملاحظه نمیکنه که معاون سیاسی استاندار هستی یا سردار یا معاون فرهنگی دانشگاه باشی یا قاضی دادگاه &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و خیلی جالبه &quot; هر که بامش بیش برفش بیشتر&quot; هر کی زیاد جولان بده هر کی دارای مقام بالاتری باشه وقتی که رسوا میشه ابروش بیشتر میره .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خدا هست همون چیزی که خیلیها با عنوان قانون طبیعت میشناسن قانون خداست ثابت و محکم بدون ملاحظه طرف .&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 21 Jun 2008 17:29:53 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=todani&amp;postid=102</comments>
<dc:creator>todani</dc:creator>
<guid>http://todani.blogfa.com/post-102.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یک کپی از یک خبر</title>
<link>http://todani.blogfa.com/post-101.aspx</link>
<description>&lt;DIV id=post_message_14653&gt;خبرنامه امیرکبیر: دانشجویان دانشگاه زنجان نقشه معاونت دانشجویی این دانشگاه برای تجاوز به یکی از دختران دانشجو را فاش ساختند. دکتر حسن مددی که از اساتید گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه زنجان و معاون دانشجویی دانشگاه زنجان می باشد قصد داشت با تهدید یکی از دانشجویان دختر وی را مجبور به ارتباط جنسی نماید.پس از آنکه یکی از دانشجویان دختر دانشگاه زنجان به کمیته انضباطی احضار شده بود، دکتر مددی این دختر دانشجو را تحت فشار قرار داده بود تا به خواسته های بی شرمانه وی تن دهد. مددی تنها راه این دختر دانشجو برای جلوگیری از اخراج شدن از دانشگاه را پذیرش خواسته های شوم وی دانسته بود. پس از ادامه تهدیدهای معاونت دانشجویی، دانشجویان دانشگاه تصمیم گرفتند نقشه شوم دکتر مددی را فاش سازند.ساعت هفت بعد از ظهر روز گذشته این دانشجوی دختر در حالیکه یک ضبط صوت نیز با خود به همراه داشت، با معاون دانشجویی در دفتر وی قرار گذاشت و هنگامیکه معاون دانشگاه برای انجام این عمل ننگ آور در حال درآوردن پیراهنش بود دانشجویان به دفتر وی یورش برده و ضمن جلوگیری از این عمل شرم آور از این اقدام فیلمبردای نمودند و پس از آن اقدام به برگزاری تجمع اعتراضی نمودند.به دنبال افشای این مساله و تهدیدات معاون دانشجویی دانشگاه زنجان، بیش از ۳۰۰۰ نفر از دانشجویان شب گذشته تجمع کرده و خواستار استعفای دکتر مددی معاونت دانشجویی، و دکتر نداف، رئیس دانشگاه زنجان شدند. در این تجمع که تا پاسی از شب نیز ادادمه داشت دانشجویان دختر و پسر دانشگاه زنجان به محض حاضر شدن ریاست دانشگاه در جمع دانشجویان یکصدا استعفای کادر ریاست دانشگاه را خواستار شدند. عده ای زیادی از دانشجویان دانشگاه زنجان شب را در سالن ورزش دانشگاه سپری کردند تا صبح با اضافه شدن باقی دانشجویان به جمع متحصنین، تحصن تا رسیدن به خواسته های دانشجویان که توسط شورای متحصنین اعلام خواهد شد ادامه پیدا کند. ضمناً امتحانات یکشنبه و دوشنبه دانشگاه زنجان لغو شد.نکته قابل توجه این است که دکتر مددی کسی است که چند روز پیش به عنوان دبیر هیات نظارت دانشگاه، حکم انحلال انجمن اسلامی دانشگاه زنجان را امضا کرد. یکی از دانشجویان زنجان در همین زمینه به خبرنامه امیرکبیر گفت: “مددی در حالی که هنوز جوهر امضا حکم انحلال انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان خشک نشده به خیال این که در دانشگاه هیچ صدای معترض و مخالفی باقی نمانده، قصد داشت یک دختر بی پناه را مورد اذیت و آزار قرار دهد.” مددی پیش از این نیز از سال ۱۳۷۴ تا ۱۳۷۶ ریاست دانشکده ادبیات دانشگاه زنجان را بر عهده داشته است.لازم به ذکر است این هتک حرمت در دانشگاه زنجان در حالی اتفاق می افتد که مشابه همین اتفاق در اردیبهشت ماه در دانشگاه سهند اتفاق افتاد و نسبت به دانشجویان دختر دانشگاه سهند، توسط مسئولین حراست هتک حرمت هایی انجام گرفت. سال گذشته نیز تجاوز مسئول حراست دانشگاه کرمانشاه نسبت به یک دختر دانشجو اعتراضات دانشجویان این دانشگاه و تشکل های دانشجویی را در پی داشت.منبع:&lt;A href=&quot;http://www.autnews.eu/archives/1387,03,0009916لینک&quot; target=_blank&gt;http://www.autnews.eu/archives/1387,03,0009916لینک&lt;/A&gt; دانلود کلیپ:&lt;A href=&quot;http://rapidshare.com/files/122572988/Madadi.3gp.html&quot; target=_blank&gt;RapidShare: Easy Filehosting&lt;/A&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sun, 15 Jun 2008 21:48:20 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=todani&amp;postid=101</comments>
<dc:creator>todani</dc:creator>
<guid>http://todani.blogfa.com/post-101.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>روزهای تعطیل</title>
<link>http://todani.blogfa.com/post-100.aspx</link>
<description>سلام دوستان&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;روز دوشنبه ۱۳ خرداد اخرهای وقت اداری به خاطر این که خیال خودم را از بانک رفتن راحت کنم مبلغی پول را از حساب جاری ام توسط اینترنت به حساب عابر بانک واریز نمودم تا این چند روزه بی پول نمانم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یک ساعت بعد وقتی به عابر بانک مراجعه کردم پولی در حسابم نبود با خودم گفتم حتما شب میخواد واریز بشه اما خبری نبود تا اینکه پنج شنبه دیدم بانکها تعطیل نیستن واسه همین به بانک مراجعه کردم که بهم اطلاع دادن به خاطر یه سری مشکلات امشب حتما مبلغ مورد نظر به حسابم واریز خواهد شد. اما باز خبری نشد . بی پولی بد جوری اذیتم میکرد مخصوصا این که مهمون داشتیم و باید خرید هم میکردم واسه خاطر همین دست به دامن کارت خرید پارسیان شدم بعد از کلی سفارش جنس وقتی که کارت خرید را در دستگاه وارد کردم دیدم سیستم کار نمیکنه فروشنده گفت: اکثرا روزهای تعطیل سیستم از کار میافته . بالاخره با کلی شرمندگی ته مونده های جیبم رو خالی کردم و من موندم با جیب خالی و کلی جنس که باید میخریدم خلاصه این چند روزه کلی از مهمانها شرمندگی کشیدم . راستش من از اول هم به این سیستمهای جدید زیاد اعتماد نمیکردم اما حالا دیگه وضع فرق کرد دیگه پشت دستمو داغ کردم که هیچ وقت تو ایران به روز نباشم اخه هیچی معلوم نیست.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 07 Jun 2008 07:33:28 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=todani&amp;postid=100</comments>
<dc:creator>todani</dc:creator>
<guid>http://todani.blogfa.com/post-100.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شناخت</title>
<link>http://todani.blogfa.com/post-99.aspx</link>
<description>سلام
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تا حال با خودت فکر کردی که کی هستی و چی میخوای؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تا حالا با خودت فکر کردی که قراره چکار کنی / کجا ایستادی؟&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 26 Apr 2008 12:32:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=todani&amp;postid=99</comments>
<dc:creator>todani</dc:creator>
<guid>http://todani.blogfa.com/post-99.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خدا را یاد کنیم</title>
<link>http://todani.blogfa.com/post-98.aspx</link>
<description>&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;پس از یاد خدا و درود ! &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;همانا ملت های پیش از شما به هلاکت رسیدند ، بدان جهت که حق مردم را نپرداختند، پس دنیا را با رشوه دادن به دست اوردند ، و مردم را به راه باطل بردند و انان اطاعت کردند&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 15 Apr 2008 07:56:58 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=todani&amp;postid=98</comments>
<dc:creator>todani</dc:creator>
<guid>http://todani.blogfa.com/post-98.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اجتماعی</title>
<link>http://todani.blogfa.com/post-97.aspx</link>
<description>خب سلامی دوباره میخوام امروز یه داستان بنویسم قضاوتش با شما&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نازل پمپ بنزین دستشه و با چشماش داره شماره اندازه نگاه میکنه شماره ها رسیده به نزدیکی مقدار بنزینی که میخواست بزنه اما هنوز عدد رند نشده با تیک تیک زدن دستی سعی میکنه عدد رو کامل کنه تا مبادا ۵۰ تومن پول اضافی پرداخت کنه تا حالا هیچ وقت حساب نکرده که اگه هفته ای یه بار بنزین میزنه ۵۰ تومن پول اضافی پرداخت کنه سالانه چقدر اضافه داده (۲۵۰۰تومان حداکثر) بالاخره کارش با دو سه دقیقه وقت اضافی تلف کردن تموم میشه در باک را به ارامی میبنده و پول بنزین رو پرداخت میکنه.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بالاخره با ارامی استارت میزنه انگار نه انگار، پمپ بنزین رو ترک میکنه از دور چراغ راهنمایی پیداست ثانیه های اخره نباید پشت چراغ بمونه تازه یادش میافته که عجله داره / خیابان خلوته پاش رو میذاره رو گاز چراغ زرد میشه اما توجه نداره همین که میرسه چهار راه چراغ قرمز شده بی حواس از چهار راه رد میشه که ناگهان افسر پلیس جولوشو میگیره از ماشین پیاده میشه/ التماس فایده نداره بعد کلی چونه زدن یه برگ جریمه ۲۰هزار تومنی دستشه زیر لب غرلند کنان سوار ماشینش میشه و ارام راه میافته.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خب دوستان از این اتفاقها چندین بار همه ما تجربه کرده ایم همیشه برای این که حداکثر ۵۰ تومن اضافی نپردازیم زمان را از یاد میبریم و وقتی زرد شدن چراغ را میبینیم تازه یادمان میافتد که عجله داریم و اون وقت یا تصادف میکنیم یا جریمه میشیم و معمولا به بد شانسی خودمون لعنت میفرستیم/&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 10 Apr 2008 12:56:57 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=todani&amp;postid=97</comments>
<dc:creator>todani</dc:creator>
<guid>http://todani.blogfa.com/post-97.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مجازی</title>
<link>http://todani.blogfa.com/post-96.aspx</link>
<description>سلام دوستان&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وقتی که ادم سر حاله تو دنیای واقعی واسه خودش میچرخه حال میکنه اما وقتی که حوصله اش سر میره میاد تو دنیای مجازی(غار تنهایی) خب ادم که بی حوصله باشه نمیتونه چیزی بنویسه س نتیجه میگیریم که .... من چه بدونم فقط میتونم بگم که هر کی وبلاگشو بیشتر ا میکنه مشخصه تو دنیای واقعی زیاد نیستش &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 10 Apr 2008 12:42:23 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=todani&amp;postid=96</comments>
<dc:creator>todani</dc:creator>
<guid>http://todani.blogfa.com/post-96.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ناامنی در زنجان</title>
<link>http://todani.blogfa.com/post-95.aspx</link>
<description>با سلام. شرمنده دیر کردم. آقا رضا هم مثل اینکه زیاد آپ نکرده!!!اما امروز:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با اینکه زنجان شهری بود که زیاد ناامنی نبود اما این چند روز(۱۰-۲۰!!!) خبرهایی شنیده میشه که.... قبل از عید یه دختری رو خواستگارش چون با اون ازدواج نکرده بوده کشت!!!!(البته میگن که دوستش بوده!) من دقیقا اطلاع ندارم. اما میدونم که مادرش یکی از دبیرای پرورشی بود احتمالا که خیلی هم نسبت به دانش آموزا حساس بوده!!!! شایعه بود که زنجانی نیستن اما فامیلی مادرش چه ربطی به اون داره؟؟؟؟ روز ۱۴یا ۱۳ فروردین بود که جنازه ی یه آقایی رو تو یه مدرسه کنار چاه پیدا کردن. مثل اینکه شب قبلش سرایدار یه صداهایی شنیده بوده و به پلیس اطلاع داده بوده که دزد هست!! اما پلیسا چیزی پیدا نکرده بودن! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همین چند روز پیش(باز هم ۱۳ یا ۱۴ فروردین) جنازه ی یه دخترو بعد از ۳ روز پیدا کرده بود. این دختره دوم دبیرستان بوده. که یه پسری(شاید دوستش!) میاد خواستگاری. اما چون دختره سنش کم بود پدرش مخالفت میکنه. و پسره تهدید میکنه که دختره رو میکشه و با پدرش دعوا میکنن.... بعد از چند روز پسره از دختره میخواد که بره دم در. دختره میره و دیگه پیداش نمیشه! تا بعد سه روز پیداش میکنن. پسره با شال گردن دختره رو کشته بود!!! بعد خودش که سرباز بوده با تفنگ یکی از دوستاش خودشو میکشه!!! البته من  تا این حد میدونم که ممکنه درست هم نباشه. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما چرا باید جامعه ی ما اینجوری باشه؟؟؟!؟!!؟ باور کنین من کلاس دارم و میترسم تنها برم!!! خانواده ها هم میترسن!!! چرا ایرانی ها اینجورین؟؟؟؟ زود جوگیر میشن!!!! آخه.....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امیدوارم سرعقل بیان!!! همه!!! نمیفهمم اون دختره بیچاره چه گناهی کرده؟؟؟؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به هر حال.... اینجا ایرانه دیگه.... &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فعلا&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 08 Apr 2008 13:05:43 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=todani&amp;postid=95</comments>
<dc:creator>maedeh</dc:creator>
<guid>http://todani.blogfa.com/post-95.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خدا بزرگ است</title>
<link>http://todani.blogfa.com/post-94.aspx</link>
<description>سلام &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سال نو بر همه دوستان مبارک&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برخی از اخبار به علت محافظه کاری شدید و سایر تدابیر شاید هیچ گاه فاش نشود و یا انکه خیلی دیر بدست مردم برسد و ان هنگامی است که مردم شخصیت شخص مربوطه را از یاد برده اند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یکی از همین موارد دستگیری سردار زارعی ریس پلیس تهران همان شخصی که سال قبل طرح امنیت اجتماعی را ارایه نمود. بنا بر گزارشها وی به همراه شش زن با وضع بسیار نامناسب در یک خانه دستگیر گردیده است بر مبنای تحقیقات اولیه مردم محلی که خانه فساد در آن بر پا بوده با گزارش این مسئله به مقامات مسئول، این خانه را به عنوان مورد مشکوک معرفی می کنند و روز حمله به این خانه، سردار زارعی در کنار شش زن و دختر و در شرایطی زننده بازداشت می شود. زنانی که به همراه سردار زارعی بازداشت شده اند و در جریان بازجوئی و تحقیقات گفته اند وی از آن ها خواسته به صورت دسته جمعی به صف شده و در حالت عریان نماز جماعت بخوانند. جالب آن که سردار زارعی مسئول مستقیم اجرای طرح مقابله با اراذل و اوباش در تهران بود که نیروی انتظامی با برخوردهای خشن و زننده، افراد را بازداشت می کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گاهی وقتها خیلی از ادمهایی که به پستهای بالایی رسیده اند نه تنها خدا را فراموش میکنند بلکه دستورات خدا را هم به تمسخر میگیرند و ان هنگام خداوند که ناظر همه چیز بوده جوری طرف را رسوا میکند که دیگر هیچ پست و مقامی نمیتواند بر روی این رسوایی سر پوش بگذارند.برای اطلاع بیشتر از جزعیات ماجرا&lt;A href=&quot;http://www.autnews.info/archives/1386,12,0008398&quot; target=_blank&gt;اینجا کلیک کنید&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 20 Mar 2008 18:02:08 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=todani&amp;postid=94</comments>
<dc:creator>todani</dc:creator>
<guid>http://todani.blogfa.com/post-94.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اخرش </title>
<link>http://todani.blogfa.com/post-93.aspx</link>
<description>این همه گفتیمو نوشتیم اخرش به چیزی نرسیدیم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;میخواهم خودم را تبرعه کنم من طرفدار هیچ حزب یا جناهی نیستم فقط خواهان ابادی شهر و استانم میباشم و امیدوارم که این نمایندگان جدید ذره ای از انسانیت وقتی که به مجلس پا گذاشتند در وجودشان باقی بماند و در اخر این هم &lt;A href=&quot;http://www.moi.ir/&quot; target=_blank&gt;سایت وزارت کشور&lt;/A&gt;جهت اگاهی از نتایج انتخابات&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 15 Mar 2008 23:55:06 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=todani&amp;postid=93</comments>
<dc:creator>todani</dc:creator>
<guid>http://todani.blogfa.com/post-93.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
